خرید بک لینک

این نوشته‌ها برای بازگرداندن چیزی نیستند. فقط نمی‌خواهم آنچه روزی میان ما واقعی بود، برای آسان‌تر شدنِ در روز جاری، انگار که هرگز وجود نداشته پاک شود.

بعضی «دیر فهمیدن‌ها»
تا آخر عمر،
آرام نمی‌گیرند.

تاوان

خوشحالم! حقیقت را آنگونه که هست دیدم و فهمیدم. نه آنطور که راویان راست‌پندار! روایت می‌کردند.

برچسب: نویسنده: بنیامین رستمی تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 14:50

این نوشته‌ها برای بازگرداندن چیزی نیستند. فقط نمی‌خواهم آنچه روزی میان ما واقعی بود، برای آسان‌تر شدنِ در روز جاری، انگار که هرگز وجود نداشته پاک شود. اینجا دیگه چیزی نوشته نمی‌شه. نه چون حرفی باقی نمونده؛چون بعضی حرف‌ها وقتی از حدی بیشتر گفته می‌شن، تبدیل می‌شن به خواهش برای فهمیده‌شدن.و من دیگه نمی‌خوام فهمیده بشم.از اینجا به بعد، همه‌چیز رو می‌سپرم به چیزی که از من و تو صبورتره:زمان.به روزهایی که می‌گذرن.به ماه‌هایی که فاصله می‌ندازن.به سال‌هایی که آدم رو از هیجانِ روایت خودش بیرون می‌آر

برچسب: نویسنده: بنیامین رستمی تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 14:50

این نوشته‌ها برای بازگرداندن چیزی نیستند. فقط نمی‌خواهم آنچه روزی میان ما واقعی بود، برای آسان‌تر شدنِ امروز، انگار که هرگز وجود نداشته پاک شود. پاییز که می‌شه من بی‌اختیار می‌رم اتاق غزاله. حالا اتاق که می‌گم، اتاقی در کار نیست.آدم بعد از ده سال برای بعضی‌ها توی سرش اتاق درست می‌کنه.در داره.پنجره داره.یه گوشه‌ش همیشه چای دم‌کشیده‌ست.یه گوشه‌ش هنوز صدای خنده می‌آد.بعضی وقتا هم هرچی در می‌زنی، کسی وا نمی‌کنه.پاییز یهو می‌آد.توو یه روز.مثّ بهار و بقیه.صب زود بیدار می‌شی، پرده رو می‌زنی کنار،

برچسب: نویسنده: بنیامین رستمی تاريخ: جمعه 3 مهر 1405 ساعت: 14:50

صفحه بندی